على محمدى خراسانى

407

شرح منطق مظفر (فارسى)

مىسازد . بنابراين جهت كاربرد مشهورات در خطابه روشن شد . امّا مظنونات و مقبولات با مرورى دوباره بر آن‌چه در مقدّمه صناعات خمس در اين رابطه گذشت وجه حاجت خطابه به آن دو ، و اختصاص آن دو به خطابه ، كاملا روشن و هويدا است . 6 . استدراجات برحسب قائل مطلب ششم از مطالب باب اوّل خطابه و جزء دوم از اجزاء شش‌گانه خطابه استدراجات است . اين استدراجات از اقسام عواملى هستند كه موجب استعداد و آمادگى مستمع براى اقناع مىشود و از امورى هم هست كه نيازمند صناعت ، حيله و بكارگيرى فنّ است ( رجوع شود به مطلب چهارم ، تقسيم‌بندى استدراجات ) . استدراجات برحسب قائل اين است كه : قبل از شروع خطيب به خطابه زمينه به‌گونه‌اى فراهم شود كه خطيب وجيه الملّة گرديده و مقبول خاصّ و عامّ شود و همگى براى او و سخنان او اهميّت قائل شوند . اين امر به دو نحو متحقّق است كه هردو بايد مراعات شود : 1 . اگر شنوندگان او را مىشناسند كه وضعيّت مطلوبى است و ديگر نيازى به معرّفى خويش ندارد ولى اگر تازه وارد منطقه‌اى شده و شنوندگان او را نمىشناسند ابتدا بايد خويش را معرفى نمايد يا توسّط شخصى كه ميزبان او و دعوت‌كنندهء او است و يا خودش در به دو سخن ، به معرفى شخصيّت خود بپردازد . به اين شكل كه : حسب و نسب خويش را معرفى كند كه كيست ؟ از كدام قبيله و خاندان است ؟ پدرش كه بود ؟ جدّش و . . . ، مرتبهء علمى خويش را معرّفى كند كه مثلا استاد حوزهء علميه است يا استاد دانشگاه است يا مهندس ، دكتر و . . . ، موقعيت اجتماعى خويش را بيان كند ، وظيفه و مسئوليت خود را ( اگر شاغل است ) بيان كند كه مثلا وزير است ، نمايندهء مجلس است ، استاندار ، فرماندار ، فرمانده و غيره و . . . شكى نيست در اين‌كه معرفى شخصيّت او ( البتّه اگر چنين شخصيتى نزد مستمعين حرمت داشته باشد ) تأثير بسيار زيادى دارد در اين جهت كه شنوندگان به او احترام بگذارند ، سخنان او را بادقّت گوش كنند و از اوّل با ديد مثبت به او بنگرند . چرا كه انسانها نظر دارند كه شخص ناطق كيست ؟ نه نظر به قول و مطالب او ، اگر علّامهء دهر هم باشد ولى وى را نشناسند به سخنانش اعتنا نمىكنند و اين براساس غريزهء محاكات و